أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
209
قانون ( فارسى )
گاهى دو حالت تب بر شخصى گرد آمدهاند كه در نوع تب باهم تقريبا هماهنگى و نزديكى دارند ؛ مثلا انسانى به دو حالت تب دچار است كه هر دو تب عفونى هستند ، تب يك روز در ميان هست و در همان حال تب بلغمى هم دارد . مانند تبى كه به شطر الغب ( تب نوبهء نيم به نيم ) مشهور است . يا دو نوع از تب ورمى - كه هر تبى به نوعى ورم نسبت دارد - بر يك انسان يورش آوردهاند . گاهى دو تب از يك جنس - كه هريك براى خود نوبتى دارد - يكى مىرود ديگرى به جايش مىنشيند و در مجموع بيمار را ول نمىكنند . مثلا انسانى به دو حالت از تب يك روز در ميان مبتلا است ، اما نوبت هركدام جدا است ؛ يكى امروز مىآيد و فردا تعطيل است كه روز تعطيلى اين يكى روز كار و بار آن ديگر است . يا اينكه دو تب يك اندر چهار يا سه تب يك اندر چهار بر بيمار مستولى هستند و هر يكى روزى را براى خود انتخاب كردهاند كه به بيمار سر بزنند . در چنين حالتى تب يك روز در ميان و تب سهگانهء يك اندر چهار ، ظاهرا نوبتهاى تب بلغمى را دارند ، و حتى در بعضى حالات سه تب يك روز در ميان باهم تركيب شدهاند كه بايد يكى از آنها در روز نوبت با يكى از دو تب ديگر خود را جا دهد كه در روز آمدن اين مهمان ناخوانده حالت تب بسيار شدت يابد و دوچندان گردد ؛ زيرا بعد از گذشت نوبت اول آمده است و شروع نوبت روز سوم است . همينطور نوبتش در روز پنجم است ، كه اين حالت تب بر تب سوار شدن در يك روز به همان تب شطر الغب ( دو حالت تب در يك روز ) مىماند . از سويى تركيب و باهم آمدن دو تب يك روز در ميان ، به حالت تب نوبهء بلغمى شباهت زيادى دارد ؛ از اين جهت نبايد طبيب تمام هم خود را صرف علاج حالت نوبتى كند ؛ بايد از روىآورهاى تب حقيقت تب را - كه از كدام جنس است - پيدا كند . مثلا اگر دو حالت تب يك روز در ميان تب نوبتى خالص باشند ، نوبت تب هربار كوتاهتر از نوبت سابق مىشود تا ابتدا نوبت تب ناتوانتر به كلى از بين مىرود و تنها قوىتر مىماند . يكى ديگر از نشانيهاى تركيبى دو حالت تب آن است كه بعد از آرام شدن درجات حرارت تب ، از نو حالت لرزش و چندش تب شروع مىكند و معلوم است كه اين حالت لرزش آنچنانى از مقدمات تب است . اگر طبيب با نشانيهاى هر نوع از حالات تب آشنا باشد و روىآورهاى انواع تب را خوب درك كند ولى در اولين روز نوبت تب يا در نوبت دوم نوع دو تب تركيبى را تشخيص ندهد ، واقعا جاى ايراد است و نبايد خود را طبيب به حساب بياورد . آنچه در اين فرق كردن مشكل است حالت تب دق با تب عفونى است كه به زحمت مىتوان اين دو حالت را جدا و مشخص كرد ؛ زيرا طبيب مىبيند كه ميانبرهايى هست ، يا شروع لرزش و تكان تب و چندش ناشى از تب وجود دارد ، و احيانا اگر عرق كردن در تب باشد بيمار چندين بار عرق مىكند ، و حالات جزئى ديگر هم رخ مىدهند كه معلوم نيست آيا تب ، تب عفونى هميشگى و دستبرندار است ، يا تب تركيبى از تب هميشگى و تب نوبتدار ؟ كه تشخيص نوع تبهاى تركيبى در اين حالت غلطانداز به مهارت طبيب و دانش فراگير او نياز دارد .